تهران- شهر بی دفاع

"این جهان کوه است و فعل ما؛ ندا/ سوی ما؛ آید نداها را صدا"--مولوی

منصور پویان

تهران در آستانه ی تابستان 1389، شهری ماتم زده است. یکسال پس از شورو نشاط حاصل از نافرمانی مدنی در سرتاسر ایران، تهران در هاله ای از غمبارگی فرو رفته است. نگرانی از آینده در سیمای شهر موج می زند. لازم نیست از بلندی ها نظر به شهر بیافکنی تا فضای سنگین و غبارآلود آن را ببینی؛ کافی است لختی در خیابان ها و کوچه هایش پرسه زنی تا دلشوره و نا ایمنی را در چهره ی درهم و برهم و آشفته حال ِرهگذرانش دریابی!

ساکنین شهر نقشی در اظهار وجود و برای ابراز نارضامندی محلی از اعراب ندارند. دولت با توسل به خشونت و اقدامات نمایشی در پی کسب اقتدار و بازیافتن ِمشروعیت گمشده است. ذهنیت شهر نسبت به عاقبت مناقشه ی اتمی و طرح هدفمند کردن یارانه ها مغشوش است. خبر اعدام فعالین سیاسی و احتمال وقوع زلزله بر این دل نگرانی ها افزوده است. فضای شهر از امواج مخدوش کننده ی تصاویر ماهواره ای و گرد و غبار ناشی از طوفان شن که از صحاری مکه و کربلا می وزد، بس انباشته از بیم و وحشت است. گفته می شود واکنش های پوستی، نازایی و آسم؛ نموداری از عوارض ناشناخته ی این آلودگی ها (پارازیت ها) هستند.

با تصویب چهارمین قطعنامه ی تحریم ها در شورای امنیت، ایران مورد ِهجوم امواج سونامی اقتصادی قرار خواهد گرفت. حملات این سونامی؛ یعنی حصر ِاقتصادی ایران از جانب ملل جهان، علاوه بر بحران بازارهای مالی، ناکارآمدی دولت احمدی نژاد را بیش از پیش به مَنصه ظهور خواهد رسانید.

 بسیاری براین باورند که با تصویب چهارمین قطعنامه ی تحریم ها در شورای امنیت، زمینه ی محاصره و حمله ی نظامی بتدریج فراهم می شود. از سوی دیگر گفته می شود دستگاه های لرزه نگار، نشانه هایی از تشدید فعالیت گسَل های زلزله در نوار ِمرکزی و شمال تهران ضبط کرده اند. منتهی آسیب پذیری تهران در برابر سونامی اقتصادی؛ تحریم یا تهاجم خارجی، کمتر از زلزله نیست.

در این میان دولت احمدی نژاد می کوشد هزینه ی تغییر و اصلاح طلبی را آنقدر بالا ببرد تا ذهنیت جامعه از هر گونه جابجائی قدرت در رژیم سیاسی، منصرف شود. او می گوید مستکبران به کمک فتنه ی خزنده و نرم افزار(جنبش مدنی برای کسب ِآزادیهای مُصرح در اعلامیه جهانی حقوق بشر) سعی دارند ایران اسلامی را از راه انبیاء و اولیاء منحرف سازند. دولت کودتا با دادن وعده و توزیع صدقه (وجه دستی) به عریضه نویسان و طرفدارانش، بر آن است تا محبوبیت عوامانه ی خود را حفظ کند.

احمدی نژاد خود را ورای قانون، مصالح ملی و حقوق بین الملل قرار داده و اعتقادی به هیچ گونه استقلالی اعم از قوای سه گانه، رسانه ها و تحزب و تکثر نشان نمی دهد. در سفر استانی به کرمان (7/3/89) گفت "دسته جات، گروه ها و احزاب حق دخالت در امور کشور را ندارند". او به جای رفع مشکلات اقتصادی و کاستن از تنش های اجتماعی، بحران آفرینی می کند. شیوه ی او "شوک درمانی و غوغا سالاری" است. به جای درمان معضلات و رفع نگرانی های اجتماعی، شوک رُعب و وحشت به کالبد جامعه می دمد تا مردم دست از مطالبات شان بردارند.

احمدی نژاد در مورد سونامی اقتصادی می گوید با اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها، موجبات عدالت اجتماعی و توسعه ی اقتصادی فراهم می شود. او تحریم ها و خطر حمله ی نظامی را موجب تقویت نظام می داند. وی می گوید: به هُل و قوه ی الهی واراده ی امت شهید پرور؛ هر گونه حَصر و تهاجم در نطفه خفه می شود. به باور او فقط یک "یا حسین دیگر" برای فتح قله های رفیع ِمدیریت جهانی باقی است. با دادن وعده ی دستیابی به توان هسته ای و راه اندازی نیروگاه بوشهر می خواهد ایران را به گروه هشت کشور برخوردار از فن آوری اتمی ملحق سازد. البته دولت او به قله های رفیعی از نظر احراز رتبه ی اول جهانی صعود کرده است: ایران بزرگ ترین زندان روزنامه نگاران در جهان است. دارای بیشترین تعداد اعدامی هاست. ممیزی اینترنتی و مراودات الکترونیکی، لغو امتیاز ناشران و توقیف نشریات، دستگیری دگراندیشان، محاکمات نمایشی، شکنجه و اعتراف گیری از دیگر موارد رکورد شکنی و کسب مقام نخست جهانی است!

خطر زلزله اما در نظر احمدی نژاد و روحانیون هم نظرش، کیفری الهی است که در صورت استمرار ِجنبش دمکراسی-خواهی و سرپیچی از طرح "عفاف و حجاب" یحتمل نازل خواهد شد. شهروندان تهرانی در صورت عدم توبه و طلب استغفار، بنا بر آیه ی شریفه " اذا زلزلتاً ارضُ زلزالها" مستوجب خشم الهی واقع می شوند. البته دولت حامی مهر و مهرورزی تدبیری برای نجات بی گناهان نیز اندیشیده و اعلام کرد پنج میلیون سکنه ی تهران باید هرچه زودتر از این شهر آسیب پذیر تخلیه شوند. رئیس جمهورهمچنین خواهان انتقال مراکز دانشگاهی و کارمندان دولت امام زمان از تهران شد و به کلیه ی خارج شوندگان از این خطه ی بلاخیز وعده داد که زمین مجانی در اختیارشان قرار خواهد گرفت. همچنین پنجاه درصد به حقوق و مزایای شغلی آنانی که متقاضی انتقال به شهرستان ها باشند، افزوده می شود. در ضمن فرزندانشان از امتیاز سهمیه ی بیشتری برای ورود به دانشگاها برخوردار خواهند شد. رئیس جمهور در موقعیتی دیگر مدعی شد که کشور تا مرز 150 میلیون افزایش جمعیت، از ظرفیت پاسخگویی برخوردار است. در این راستا به خانواده هایی که صاحب فرزند شوند قول پاداش داده شده است. از آغاز سال به حساب هر کودک تازه متولد؛ به ازای سال اول تولد یک میلیون تومان و به ازای سال های آتی؛ یکصد هزار تومان واریز می شود. بدین ترتیب هم مشکل جایگزینی نفوس نابود شونده ی زلزله ی تهران و هم نیازمندی افزایش لشکر امام زمان را یکجا به نفع خود حل کرد!

رژیم اسلامی حاکم بر ایران مبتلا به بیماری  اسکیزوفرنی (روان‌پریشی) است. ایضاً چنین رژیمی در عرصه سیاست از دوپهلو-گوئی برای گول زدن توده‌ها و یا برای تحریک نادانایان علیه گروه های نارضا استفاده می کند. رژیمی که برای بقایش، مردم برایش ابزار و وسیله ای بیش نیستند، همیشه با این احساس زندگی می‌کند که دیگران یا از ترس و یا بلحاظ منافع؛ ازش تبعیت می کنند.

مردم جهان بر این باورند که چنانچه دولت ایران قطعنامه های سازمان ملل را احترام نگذاشته و خواست سازمان ملل را تمکین نکند، استفاده از گزینه ی نظامی بر علیه ایران مجاز خواهد بود. باید گفت که مقاومت مردم ایران و فضایی که جنبش سبز به سود ملت ایران در دنیا ایجاد کرده است باعث نامحبوبی دوچندان ِحکومت ایران در میان افکار عمومی دنیا شده است. ارقام نا محبوبی حکومت ایران در دنیا اکثرا بالای هفتاد یا هشتاد درصد است. استرالیا، کره جنوبی و ژاپن نیز بتازگی اعلام کردند که بطور یکجانبه به تحریم مضاعف ایران اقدام خواهند کرد. در واقع آمریکا و اتحادیه اروپا تلاش می‌کنند که کشورها بطور جداگانه و منفردانه به تحریم‌های اضافه علیه ایران اقدام بورزند. ترکمنستان و قرقیزستان هم اعلام کرده اند که از طریق سپاه پاسداران دیگر نفت نخواهند فروخت. قرار است در کنگره آمریکا قانونی تصویب شود که بر مبنای آن؛ چنانچه موسسات مالی و بانکها با ایران بخصوص با سپاه و شرکتهای وابسته همکاری کنند مشمول تحریمهای امریکا بشوند. واردات ایران از دوبی از 10 میلیارد دلار به 7 میلیارد دلار از سال 2008 به 2010 کاهش پیدا کرده و امسال به مراتب کمتر خواهد شد. همینطور ماه گذشته یعنی در خرداد ماه، 74 درصد خرید نفت ِایران توسط چین کاهش پیدا کرد. مجموع اخبار اقتصادی نشان می دهد که فشار اقتصادی روی دولت احمدی نژاد رو به افزایش است. تحریم فروش بنزین به ایران، چنانچه عملی شود، پی آمدهای بس عظیمی در کل اقتصاد کشور خواهد داشت که چه بسا شیرازه اقتصادی کشود را به غرقاب خواهد کشید.

ضربه ای که جنبش مردم-سالاری به حیثیت جمهوری اسلامی در سطح دنیا زده و رفتاری که این حکومت با مردم کرده؛ کاملاً افکار عمومی دنیا را تحت شعاع قرار داده است. موفقیت در سیاست و در زندگی، به معنای موفقیت در ایجاد ارتباط و گفتگوی درست و سازنده با مردم و در میان خویش است. برای دست‌یابی به یک گفت‌وگوی موفقیت‌آمیز و ارتباط سازنده؛ مهم‌ترین اصل این است که بدانیم گفتگو تنها سلاح ما در مبارزات عاری از خشونت است. پس اگر ناگزیر به دیالوگ هستیم؛ چه بهتر که به بهترین شیوه ممکن آنرا برگزار کنیم. ترس از تغییرات و یا ترس از رژیم استبدادی ممکن است ملت را به صبوری وادارد. منتهی هر آینه کاسه صبر مردم ممکن است لبریز ‌شده؛ بصورت انفجاری؛ انزجار خویش را از وضعیت موجود به نمایش گذارند.

تهران در برابر تضییقات دولتی و آلودگی های زیست-محیطی، شهری بی دفاع است. تهران شهری است که شیرازه ی نظام ولایت مداری را به هم ریخت و ندای انسان مداری، رساتر از سایر شهرها در آن پیچید! اینک این شهر ِبی دفاع، در محاصره ی بلایای آسمانی و زمینی قرار دارد.

بر بستر رویدادهای در شرف تکوین، جرم شهروندان تهرانی این است که ندای تغییر و اصلاحات را رساتر و کوبنده تر از سایر مراکز شهری و شهرستانی به گوش جهانیان رساندند. یکسال پیش در خرداد ماه، تهران بپا خاست و ندای نو-اندیشی و نو-خواهی را فریاد زد. ندا را به ضرب گلوله از پا درآوردند؛ اما طنین پیام او در جهان پیچید و نماد ِجنبش دمکراسی-خواهی در جهان شد. جنبش استیفای حقوق مدنی و شهروندی ایران ضایع نشده و پایان نیافته است. چراکه آگاهی هدر رونده و پایان پذیر نیست. مدرنیته ایرانی درنگ می کند، مترصد ِفرصت های تازه می ماند؛ اما به گذشته برگشت نمی کند. نَفس تازه می کند، اما از نفس نمی افتد؛ چرا که آگاهی امری برگشت ناپذیر است!

باری غباری تیره و تار؛ همچو بختک بر بالای سر این شهر سنگینی می کند. زلزله یا سونامی، حمله ی نظامی یا تخلیه ی شهر، کدام یک جدی ترند؟! بیشک سرنوشت تهران بیش و پیش از همه ی اینها، در دستان ِجنبش آزادیخواهانه رقم خواهد خورد! بیزاری عمومی از بوی عَفَن ِکهنگی و از شنیدن حرفهای یاوه ِمستبدان دینی، بیانگر ِنیازی ست که امروز را و زندگی را نمایندگی کند. حاکمیت در قَعر ِفقر اندیشگی و در مَهلکه ِعدم وجاهت گرفتار است و دروغ-پردازیهایش مثل تشت از پشت ِبام به زمین خورده است. بحران سیاسی کشور مستلزم راهبُردی دموکراتیک و سکولار است تا حقوق ذاتی و آزادیهای فردی، اجتماعی و فرهنگی بطور برابر و یکسان برای همه اقوام ساکن در ایرانزمین دایر و برقرار شود.

 

تیرماه 1389

 

*************************************************

 

 

 
Home | Petitions | Photo Gallery | Links | Articles | Campaigns | About Us |

 

ShareThis